| نیمه گمشده |
| 04-25-2009, 05:09 PM (آخرین تغییر در این پست: 04-25-2009 05:13 PM توسط Mehraz.) ارسال: #1 | |||
| |||
| نیمه گمشده چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پبدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود ، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک . ![]() زمان میگذشت و دایره آبی کوچک ، بزرگ می شد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر . ![]() آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت : پدر شما چرا جای خالی ندارید ؟ پدر گفت : عزیزم جالی خالی نه ، قطعه گمشده . هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم ، مادرت قطعه گم شده ی من بود . با پیدا کردن او تکمیل شدم . یک دایره کامل . پسر از همان روز جست و جوی قطعه ی گمشده خود را آغاز کرد . رفت و رفت تا به یک قطعه ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود . ![]() دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه های رنگارنگ کوچک پر کرده بود . دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید ، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید ؟ قطعه مربع گریه کرد و گفت : من هستم - ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده ی من قسمتی از دایره - من اول قطعه ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد . قطعه ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم ، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی ، به هم نمیخوردیم . اکنون پشیمانم. من قطعه ی گمشده ی شما هستم ![]() دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد ، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد . حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد. ![]() رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد . بخت به او رو کرده بود که قطعه ی گمشده اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود . قطعه گمشده به او گفت : من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم . ![]() قطعه ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت . دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد ( لاغر شد) . و توانست از گودال بیرون بیاید . دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد . دنبال او به هر سو رفت . تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد . کاش هیچ وقت او را پیدا نمی کرد . | |||
تشکر شده توسط : | teimury, reza 3d |
| 04-25-2009, 07:53 PM ارسال: #2 | |||
| |||
| RE: نیمه گمشده چقدر تلخ! و چقدر شيرين! اگر اين كار مال شما نيست، خوبه كه منبع و صاحب اثر ذكر بشه. حال نذارم از تو است / وضع خرابم از تو است / ای تو که شاه نشین قصر / در پیش تو محقّر است دلتنگیم برای توست / قصه ی هجر کتاب توست / پیش تو ای حبیب من / فصل جدایی انتهاست 1388/1/1 | |||
| 04-25-2009, 08:14 PM ارسال: #3 | |||
| |||
| RE: نیمه گمشده جالب بود و پنددهنده ! بعضی طرح ها ساده هستند اما در عین سادگی زیبا... ما آدمای معمولی از کنار ایده های ساده و روزمره به سادگی میگذریم ، در حالی که کسی که این طرح های ساده رو به قشنگی نمایش میده یه هنرمنده همینه که هر کسی نمیتونه هنرمند باشه ! ممنون ![]() | |||
| 04-28-2009, 09:01 PM ارسال: #4 | |||
| |||
| RE: نیمه گمشده داستان رمانتیک وزیبایی بود ادامه داستان در برنامه بعد.................... | |||
| |
جست و جو
فهرست کاربران
تقویم
راهنمایی


![[تصویر: 2r6e55i.jpg]](http://i33.tinypic.com/2r6e55i.jpg)
![[تصویر: 2ijotbk.jpg]](http://i36.tinypic.com/2ijotbk.jpg)
![[تصویر: 5uiw4x.jpg]](http://i33.tinypic.com/5uiw4x.jpg)
![[تصویر: 96aph3.jpg]](http://i38.tinypic.com/96aph3.jpg)
![[تصویر: 23trqeg.jpg]](http://i38.tinypic.com/23trqeg.jpg)
![[تصویر: 28gwi13.jpg]](http://i37.tinypic.com/28gwi13.jpg)
![[تصویر: 2lbmc6t.jpg]](http://i39.tinypic.com/2lbmc6t.jpg)
![[تصویر: Mehraz-weblog.jpg]](http://mehrazz.persiangig.com/image/Mehraz-weblog.jpg)



تشکر شده توسط :![[تصویر: flower2.jpg]](http://nazlii.persiangig.com/image/all/flower2.jpg)