آخرين به روزرساني: 28 مرداد 1389
بیست سال بي خطر!
27 مرداد 1389
معلمي شغل انبياست و درس دادن سعادت زياديه. هميشه از اينكه بتونم دونسته هام رو در اختيار ديگرون بگذارم حالا در قالب استاد يا يه همنشين در يك تاكسي حس خوبي بهم دست داده و ميده.
معلمي در جمعی مرتب يادآور ميشد كه من بیست سال درس دادم اما حتي با يكيشون مسئله اي نشد كه بخام با والدينشون صحيبت بكنم. با افتخار زيادي اين رو تكرار ميكرد. مثل سرهنگ بازنشسته اي كه به مدال هاي شجاعت روي سينش افتخار ميكنه.
به خودش در حد يك اشاره گفتم. اينجا بيشتر. بیست سال تدريس، يعني اگر هر سال فقط يك كلاس 40 نفره رو اداره مي كرده، در كل با 800 نوع دانش آموز، 800 نوع آدم، سرو كار داشته. 800 نوع! آيا ميشه همشون عالي بوده باشن؟ همشون متوسط و يا همشون ضعيف؟ آيا در ميانشون نبوده كسي كه مشكلاتي در زندگيش، جسمش، روحش داشته باشه؟ كسي كه نياز به توجه و كمك داشته باشه؟ محاله نبوده باشه....
من اما نمي تونم بي تفاوت باشم. نمي تونم بخاطر منافعم سرم رو توي برف كنم. براي من شاگردام حكم بخشي از زندگيم رو دارن. برام مهمه بعد كلاس چيزي ياد گرفته باشن. برام مهمه كه با چيزي كه يادشون دادم پول در بيارن و يا موقعيت خودشون رو ارتقا بدن. برام مهمه كه اگر مشكلي دارن تا حد امكان كمكشون باشم. برام مهمه... به نظرم موضوع درس توي كلاس كم اهميت ترين مطلب باشه. مهم تر از اون دادن درس زندگي از ديد تجربي و قابل اتكا و آزمون پس داده ي استاده. علم به تنهايي به پشيزي نمي ارزه. تجربه، تجربه، چيزي كه شايد در يك جمله منتقل بشه اما راويش، سال ها براي يادگيري اون مشكلات زيادي رو به دوش كشيده باشه.
براي من مهمن اما باز تجربه... آموختم كه كسي كه پيگير ميشه خودش اولين كسيست كه متهم ميشه. من ميمونم و مرز خواسته و سري كه درد نمي كنه.... اما من، منم....
به نظر من بیست سال تدريس بدون يه برخورد، خيانته. سي سال خيانت به خود دانش آموزا و خانواده هاشون. مشكل دارم با اونايي كه يه عمر زندگي مي كنن اما نقشي نو نزدن.
استانداردهاي ايراني!
18 تير 1389
تماس ميگيرم با فني و حرفه اي تا بپرسم كه چه نسخه اي از 3dsmax رو بايد درس بدم و اينكه جزوه ي تعريف شدشون كه ازش امتحان تئوري ميگيرن چيه؟!
فني و حرفه اي: من نمي دونم اصلا چه نسخه هاي هست، گوشي.... دوستان هم نمي دونن شما نسخه اي كه صلاح ميدونين تدريس كنين.
من: خوب امتحان عمليش از چه نسخه ايه؟
اون (فني حرفه اي): مگه فرق هم ميكنه؟ حالا زمان امتحان شما هم باشين تا نسخه رو مقايسه كنين و بگين چيا رو بپرسن.
من: خوب جزوه هايي كه ازش سوال تئوري مياد چين و كجا تهيشون بايد كرد؟
اون: جزوه اي نيست. شما طبق استانداردها درس بدين.
من: استانداردهايي كه تعيين شده تيتروار هست كه هر كدوم رشته اي واسه خودشون هستن.
اون: خوب شما طبق استانداردش درس بدين!
من: وقتي ميگين استاندارد يعني تعريف شده و يكسان سازي شده. اونوقت هيچ جزوه اي تعريف نكردين؟!
اون: ...
من: حالا تو جلسه اي كه با رئيس و معاونين فني و حرفه اي خواهيم داشت عنوان خواهم كرد كه اين مسير كاملا اشتباه و غير منطقي هست.
اون (با لحني طعنه آميز): اين روش 40، 50 ساله(!!!) داره تو فني و حرفه اي و در سراسر ايران انجام ميشه و اونوقت شما مي خواي تغيير بدين؟!
من: خوب اگه همه فقط نقد كنن و بعد دست روي دست بذارن كه نه خودمون نه كشورمون پيشرفت ميكنه كه. من وظيفه ي خودم ميدونم اين رو عنوان كنم حالا هر كي خواست تغيير بده بده ...
-- تلفن هاي سه دقيقه اي(!!!) سازمان، بعد از اتمام ساعتش قطع ميشه و اطمينان دارم كه اون، نفس راحتي كشيد و با همكارش شروع كرد به خنديدن به من.
داستان به اينجاها ختم نميشه. توي اين يكماهي كه آموزشگاه رو باز كردم ضعف هاي بزرگي رو لااقل توي اين رشته ي فناوري اطلاعات ديدم كه تاسف برانگيزه. البته اين ها ناچيزن وقتي يه مجتمع آموزشي بزرگ و معروفف واسه تبليغ كلاس هاش از كارهاي من بدون اجازه استفاده مي كنه و هيچ حق قانوني براي دفاع ازخودم ندارم. سعي خواهم كرد اون ضعف ها رو كه البته از نظر خودم هست، در اينجا بنويسم شايد جايي بدرد بخوره و البته بعداً نگن اون هم هيچي نگفت.
كاريابايي كه به شركتم براي استخدام مراجعه مي كنن ليستي از كلاس هاي دانشگاهي و فني و حرفه اي توي رزومشون دارن اما دريغ از مهارت آماتوري.
همينجا عنوان مي كنم، شرافتم رو براي تعهد گرو مي ذارم كه تا وقتي آموزشگاهم مهارت ها رو به صورت تخصصي و مناسب و كارا ياد بده فعال و برجا نگهش ميدارم و به محضي كه از اين مسير [خودش يا خودشون] خارج شد، درش رو تخته كنم.
عيد مبعث رو هم خيلي خيلي تبريك ميگم. انشاالله فردا، ما هم مبعوث بشيم.
التماس دعا،
سلام اقاي ساعتچي من بر خلاف برخي دوستان به شما مي گويم كه براي ماندن بايد رفت شما در مكتب اسلام آموخته ايد كه دنيا ، پايتخت عطش است پس: آب كم جوي ، تشنگي آور به دست . هميشه براي پيشرفت بايد چون رود روان و جاري بود و اگرنه چون مرداب مي گندي اگر يكجا بماني هميشه روان باش و پر اميد برايت بهترينها را آرزومندمم
چون لايق بهترين ها هستيد.
